مرضيه محمدزاده
793
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
در جستجوى گوهر يكدانهى نجف * كردم روان دو رود به جيحون كربلا نيل است هر عشور به بيت الحزن روان * از ديدههاى مردم محزون كربلا در هر قبيله از قبل خوان اهل بيت * ماتم رسيدهاى شد مجنون كربلا بس فتنهها كه بر سر مروانيان رسيد * وقت طلوع اختر گردون كربلا بردند داغ فتنهى آخر زمان به خاك * مرغان زخم خوردهى مفتون كربلا گرگان پير دامن پيراهن حسين * ناحق زدند در عرق خون كربلا خونابهى روان جگر گوشهى رسول * در هر ديار سر زده بيرون كربلا اين خون نه اندكى است كه پنهان كند كسى شايد كز اين مكابره طوفان كند كسى « 1 » * * * اى رفته در قضاى خدا ماجراى تو * غير خدا كه مىرسد اندر قضاى تو اى رفته با دهان و لب تشنه از ميان * آب حيات در قدم جانفزاى تو بيگانه از خدا و رسول است تا ابد * برگشته اخترى كه نشد آشناى تو كردى چو در رضاى خدا و رسول كار * باشد يقين رضاى خدا در رضاى تو چندين هزار جامه اطلس قبا شود * فردا كه آورند به محشر عباى تو بربسته رخت ، كعبه و مانده قدم به راه * بهر زيارت حرم كربلاى تو اى دست برده از يد بيضا در آستين * مفتاح هفت روضه جنت عصاى تو بخشى ز نور سرمهى « مازاغ » روشنى * بىديده را كجا خبر از توتياى تو « 2 »
--> ( 1 ) - ديوان بابا فغانى شيرازى ؛ ص 58 . ( 2 ) - گل واژه ( 2 ) ؛ ص 119 .